داستان سکسی نو. داستان سکسی

انجمن سکسی کیر تو کس

داستان سکسی نو

يك چنين زنى که احتمالا خسته است. از همه جا باهم حرف زديم، از درس گرفته تا اوضاع احوال خانواده هامون و طی اين لاسيدن ها متوجه شدم كه 1 ماهی ميشه كه از دوست پسرش جدا شده و دل خوشی از پسر ها نداره. حالا بذل و بخشش را به رخم می کشی! از تو چرا بترسم؟ گفتم: از کسى مى ترسى؟ گفت: شايد. با آنجكاوى يك دختربچه نگاهم مى کرد. بی حوصله ترین آدم روی زمین هم اگر بودی، با حالتی میخکوب پای صحبت هایش می نشستی. بنابراین از نویسنده خواهش میکنن که بیاد پیشِ حضرت خانم بمونه. چشمهاش را بسته بود و من او را بغل زده بودم و آرام در هم مى جنبيديم و من همه ش حواسم بود که کى مى نالد.

Nächster

داستان سکسی

داستان سکسی نو

خیلی راحت میشه این چیزا رو فهمید. اگه برای آب خوردن پاتو به آشپزخونه میذاشتی ظرفای نشسته که روی هم انباشته شدن اولین چیزیه که نظرتو جلب میکرد با دیدن اون ظرفا دیگه کثیفی کف و انبوه کاغذ های نیمه سوخته کنار گاز زیاد به چشم نمییومدن. تیپ دهم:گنگ بنگ دیسکریپشن:چند تا دوستِ بی کار و بی عار یک فاحشه رو به خدمت میگیرن،بدترین بلاها رو سرش میارن و درآخر میفهمیم زنه همه ی این کارها رو برای سیرکردن شکم بچه هاش انجام میداده. یک هفته بعد از اینکه کرونا وارد ایران شد،کوچه ما یک میهمان ناخوانده داشت. غالبن مریض این دکترها با سردرد واردِ مطب دکتر میشه و با گلودرد خارج. سمیرا گفت بیارش خونتون یا بریم پیششون من خودم یه. در کابل در نيويورك در سئول يا هر جا.

Nächster

داستان سکسی

داستان سکسی نو

ویژگی های بی ادبی:گویا در خانواده های نویسنده های این سناریوها بحران کار وجود داره و تو شهر خودشون برای دایی ها و عمو ها کار پیدا نمیشه. پسر با تعجب پرسید مگر آنها شما را می شناسند. وكيل لعنتي كجاست همين الان با دست هام خفه ش كنم! چندلحظه ای بااو به گفتگو پرداختم درته کلمات اوغم رامیشد لمس کرد بازدید 102 نفر 102 نمایش گنجشک رو کرد به بچه هایش و گفت : فرزندانم! از اين که نمى ناليد کلافه بودم. نمی دانستی از الف تا ی را چگونه به یکدیگر می بافد که مات بی مزه ترین خاطراتش هم می شدی. هر چند دقیقه یک بار به ساعتش نگاه می کرد. گرانی، بی پولی و تحقیر را نمی توانم تحمل کنم.

Nächster

داستان كوتاه

داستان سکسی نو

هنوز هم يادم است: صندوقچهء سيف زرگران. مثل گربه، چست و چالاك خزيد به آغوش من. چیز قشنگی نشده می تونستید انتخاب بهتری داشته باشید. توصيه می كنم اگه امدين تبريز يه سر برين كس هايی خوبی پيدا ميشه اون تو حالا 20 دقيقه ای ميشه كه برگشتيم. داستان با چک کردن هیستوری بروزر دختره توسط مهندس کم کم وارد فاز سکسی میشه و پس از یه سری سلسه اتفاق زوجین ترتیبِ همدیگر را داده،داستان به خوبی و خوشی به پایان میرسد. نشست روى تخت و به من خيره خيره نگاه کرد. گفتم: اسمت چيه؟ گفت: کاتارينا.

Nächster

داستان كوتاه

داستان سکسی نو

از نگاه من ديگر پرهيز نمى کرد. تا رسيدم شروع كرد به غرغر كردن كه : — كجايی تا حالا ؟ 1 ساعت شما نشده هنوز؟ — معذرت می خوام. يك ساعت گذشت و ما هنوز در آغوش هم بوديم. ماهی زرد با دهان باز گفت : از این که آدم ها از بین می روند. با آن مرد که جاکش بود احتمالا يا بپا بود يا هر چى. آکنده از لغات عربیه و معمولن حاصل خیال پردازی های یک بسیجی موقع خودارضاییه که با خودش فک کرده خیلی حیفه همچین سناریویی از دست بره و دست به کارِ نگارشش شده. ۶ دی ۱۳۹۷ - داستان سکسی آیدا که اعصابش خرد بود به سمیرا گفت چه کار کنیم حال فاطمه رو بگیریم.

Nächster

اولین گی من در نو جوانی

داستان سکسی نو

فرشته رو به پشت خوابوندم و بهش گفتم كه پاهاش رو تا جايی كه می تونه باز كنه و اونم مثل يه ژريمناستيك كار 180 درجه پاهاش رو باز كرد. مهندس کامپیوتر،دخترِ جقی: ویندوز کامپیوتر خراب عمومن نقطه شروع این داستان هاست. پاشدم و رفتم كنارش و شروع كرديم به لاس زدن. متن به شدت رقیق،پر از کلمات ثقیل و مثلن هنری نوشته شده. منم كه داشتم حال می كردم بدمن در نظر گرفتن دردی كه فرشته داره تحمل می كنه با همه زورم كيرم رو می كردم توی كون خانوم و همزمان با دستام پستوناش رو می چلوندم كه فرشته دوباره به ارگاسم رسيد منم كه ديدم بيچاره ديگه نای تحمل كردن نداره كيرم رو در آوردم. من گفتم : خیلی قشنگه ، درست مثل موقعیکه من بچه بودم و تو راهو نشونم می دادی بازدید 116 نفر 116 نمایش دوستی داشتم که سواد کمی داشت یه روز به من گفت قصد کار کردن دارد از او پرسیدم چه کاری? آه كشيدناش تبديل شده بود به ناله منم شروع كردم به ليسيدن لای پستوناش وای كه چه مزه ای داشت بوی عرق و عطری كه زده بود قاطی شده بودند ، عجب حالی ميداد. کندو کاو در شخصیت علی رو به عهده ی خواننده گذاشتین؟ اگر همینطوره که برداشت من از شخصیت علی پسری درسخوان و پایه ی دوستاش به قول معروف ولی سرش تو کار خودش و نسبت به پیمان و کامی کمتر شیطون و کمتر بدذات هست نظرات کارشناسی رو به عهده ی بقیه دوستان میذارم با تشکر خیلی از داستانها انتهای ظاهری ندارن یخنی به نظر می یاد هنوز لازمه ادامه داشته باشه.

Nächster